پنج مشکل اصلی و اساسی در تربیت کودکان
متأسفانه مشکل کودک فقط به واسطه ی شک و تردید و اضطراب و نگرانی نیست. او پنج مشکل اصلی و اساسی دارد:
1. نادان است و از نادانی خودش خبر دارد.
2. ناتوان است و از ناتوانی خود خبر دارد. همچنین خبر دارد که پدر و مادر از او چه انتظاری دارد اما از عهده ی انجام دادن برخی از آنان بر نمیآید و یا نمی داند که چگونه باید این کارها را آغاز و به پایان برساند. در نتیجه احساس بدی دارد که سبب دست زدن به رفتاری نامناسب می شود تا خود را تنبیه کند. سیسمونی به همین دلیل بعد از انجام دادن یک کار بد و نارضایتی پدر و مادر، کار بد دوم یا سوم را انجام می دهد تا اینکه از این طریق مطمئن شود که تنبیه خواهد شد همان گونه که او تصور کرده و احساس بدی داشته می خواهد شما هم به این احساس برسید.
3. نیازمند است. یک کودک ۲ ساله تقریباً در روز بیش از هزار چیز را از دیگران می خواهد.
4. اشتباه کار است. ذهن او اطلاعات را از اطراف میگیرد اما حجم این اطلاعات بیشتر از توان اوست که آن ها را تجزیه و تحلیل کند. برخی را رد میکند و برخی را می پذیرد در نتیجه با وجود تکرار چندین باره کودک همچنان نمی آموزد و مطالب را فراموش می کند و توانایی و آگاهی و آموزشی را پیدا نمی کند. بنابراین اشتباه خودش را تکرار میکند. در نتیجه اشتباه کاری کودک مسئله و مشکل این دوران کودک است زیرا توان ضبط و حفظ همه ی موضوعات را ندارد.
5. فکر، خیال و تخیل بد و منفی کودک
پیشنهاد فروشگاه اینترنتی سیسمونی و اسباب بازی بیبی پرو: بررسی لیست سیسمونی نوزاد
علاوه بر حس و کوششی که کودک از آن استفاده می کند بین ۱ تا ۳ سالگی، عامل اصلی ارتباط با جهان و دیگران است. موضوع تخیل و یا فکر و خیال بد موضوعی اساسی است.
آن ها تفاوتی بین تخیل و واقعیت قائل نیستند. یعنی آنچه را که در ذهن دارند واقعیت میدانند. سیسمونی بنابراین قسمت تصور و تخیل آن ها بیش از هر عامل دیگری فعال است. از دو سالگی این تخیل و تصور شدید می شود به طوری که در برخورد با ما هم چنان تصورات و تخیلات خودش را با واقعیت مخلوط میکند و همه آن ها را با هم ضبط می کند و برخی اوقات حرف هایی را می زند که از نظر ما دروغ است اما از نظر او واقعیت دارد زیرا در زمان اتفاق، احساس و تخیل خود را نیز با آنچه که بوده مخلوط کرده و همه را یک جا ضبط کرده و امروز تفکیکی بین تخیلات و واقعیات قائل نبوده و به آن توجه نمی کند. سیسمونی همان گونه که گفته شد کاملاً نمی تواند نقش های مختلف را به گونه های متفاوت بازی کند و به همین دلیل و توانایی ذهنی که دارد تصور میکند دنیا را به نوعی در خدمت و اختیار دارد.
متأسفانه چون اغلب رفتارهای کودک با موانع و مشکلاتی همراه است و بیشتر کارهایی که مایل است انجام دهد، می تواند خطرناک و بد باشد و هر کسی که اطراف کودک یک تا سه سال است دائماً با گفتن کلمه “نه” باید او را به کار بی ضرر و بیخطری تشویق کند، کودک متوجه میشود که محیط اطراف و محیط مناسب او نیست و کسانی را که دوست خود میداند، همیشه دوستانه با او برخورد نمیکنند و در حالی که احساس بدی نسبت به خود دارد و به فکر تنبیه و آزار خود می باشد، فکر و خیال بدی در مورد دیگران نیز دارد. سیسمونی بنابراین دوست دارد خواهر کوچکی که جدیداً پیدا کرده یا برادر بزرگی که او را اذیت میکند اصلاً وجود نداشتند و یا کلماتی در مورد آن ها به کار ببرد و به آن ها آسیب برساند و حتی به خودش نیز صدمه بزند. همچنین تخیالات و تصورات خود را پر و بال می دهد تا جایی که حتی فکر مرگ آن ها را می کند و در صورتی که میداند این چنین احساسی، احساس خوبی نیست و بعداً پشیمان میشود. حتی در لحظه ای از مادر متنفر می شود و بعد دوباره پشیمان می گردد و می گوید شما مرا دوست ندارید. همه و همه نشان دهنده ی این است که کودک در این دوران با تخیل خود بیشترین مسئله را دارد و به دنبال این تخیل بد است که متأسفانه احساس بد و منفی دارد.
وسواس در برخی از کودکان (Obsession)
گرفتاری کودک در این سن و سال این است که نمی تواند خود را از فکر و خیال بد دور کند و کودکی که کنترل بدن خود را دارد ولی کنترل روانی خود و ضمیر و ذهن خود را ندارد، ممکن است حتی تا یک ساعت کار بد فردی را در ذهن نگه دارد و گریه کند در صورتی که فرد آن را جبران کرده و ای بسا به جاری یک بیسکویت تمام ظرف بیسکوییت را به او داده، اما خاطره اول همچنان در ذهنش مانده و نیز خشمگین و غمگین است.
به همین علت برخی کودکان برای کنترل ضمیر و ذهن خودشان دچار وسواس می شوند و مدام گیر می دهند. سیسمونی یعنی از کاری به هیچ وجه نمی گذرند و مایلند داستان را دقیقاً مانند گذشته بیان کنید. دستور و فرمان هایی می دهند، مانند “تو حرف نزن“، “تو نخند“، “تو بشین”، که از این طریق فکر می کنند کنترل ضمیر و ذهن خود را در دست دارند.
این کودکان سطح کنجکاوی خودشان را با تکرار کارها و به نوعی ارضاء می کنند و پر پرواز خودشان را می بندند و دست از کنجکاوی فعالانه و مفید و سازنده بر می دارند و به جای تجربه ی زندگی، به اجبار کارهایی میکنند که تصور میکنند دیگران با آن ها مشکلی ندارند. سیسمونی در نتیجه کودک به جای آن که دوران خوب و خوشی داشته باشد با احساس بدی که ناشی از تخیل و تصورات اوست دائماً دست به گریبان است. موجودی است که تا وقتی پیام محبت آمیز دوستانه ای به او می دهید اگر فکری به ذهنش بیاید به آن اعتنایی نمی کند و با آن فکر و عقیده خوشحال و راحت نیست چون هنوز بار تخیل و تصور قبلی را با خود دارد. متأسفانه علاوه بر شک و تردید و نگرانی و اضطرابی که کودک به آن می رسد به این نتیجه نیز میرسد که من دختر یا پسر بدی هستم زیرا در روز صدها بار تجربه دختر یا پسر بد بودن را به ذهن میآورد و رفتار و گفتار منفی دیگران هر وقت مطرح شود آن را تأیید و تصویب میکند و در نتیجه تعریف و تمجید ما نقش کمی خواهد داشت. سیسمونی مطالعات نشان میدهد که در بیشتر فرهنگ ها به دلیل نوع نظام آموزش و پرورش، نزدیک به ۹۵ درصد کودکان در پایان سه سالگی به این نتیجه میرسند که دختر یا پسر خوبی نیستند و یا دوست داشتنی و خواستنی نیستند. اشکال کار این دوران این است که “رفتار“ را با “هویت“ و “شخصیت“، یکی میدانند. Behavior= Identity, Personality
کودک تصور میکند با هر کار بدی دختر یا پسر بدی شده و تفکیکی بین رفتار خودش و خودش قائل نیست. این تصور و توهم که من پسر یا دختر خوبی نیستم به خصوص وقتی به اوج میرسد که دیگران را خوب و مهربان ببیند و نتیجه ی این تفاوت است که برخی از اوقات کودکان احساس بد خودشان را عمیق تر و سنگین تر می کنند؛ یعنی کودک خود را با دیگران مقایسه میکند.
توجه داشته باشیم
یکی از توصیه های اصلی و اساسی به پدر و مادران در کار تعلیم و تربیت این است که باید حالت عادی و معمولی خود را داشته باشند. یک پدر و مادر وقتی کار تعلیم و تربیت خود را درست انجام می دهند که روزی حداقل یک بار پیامی به فرزند خود بدهند که: “من نمی دانم:، “نمی فهمم”، یا “اشتباه کردم” و هفته ای یک بار مخصوصاً در سنین بالاتر، از او به خاطر کار اشتباهی که کرده اند معذرت بخواهد تا کودک به این نتیجه برسد که پدر و مادرم نیز مانند من انسانند و آن ها هم میتوانند با اشتباه و خطا همراه باشند نه این که تنها گناهکار و خطاکار دنیا من هستم و یا با وجود خوبی های دیگران همچنان من دختر یا پسر بدی هستم.
این احساس بد می باشد که سبب می گردد کودک به رد و نفی خودش دست بزند و یا از خود و یا از دیگران نیز بدش بیاید اما تظاهر کند که از دیگران خوشش می آید در حالی که از درون از خود و همه بیزار و متنفر است. سیسمونی به همین دلیل عامل تخیل و تصور عامل اصلی و اساسی است که به خاطر تفسیر و تجزیه و تحلیل ویژه ای که کودک بین ۱ تا ۳ سالگی در ضمیر و ذهن خود انجام میدهد اغلب اوقات به این نتایج بد و منفی میرسد و از هر ۱۰۰ کودک ۹۵ کودک در ۳ سالگی احساس خوبی راجع به خودش ندارد.
وظیفه پدر و مادر است که بین ۳ تا ۱۸ سالگی شاید روزی ۵۰ بار، درست و به موقع و بجا این پیام را به کودک بدهند که: “تو پسر یا دختر خوبی هستی“. شاید حدود ۱۸ سالگی فرزند به این نتیجه برسد که او دختر یا پسر خوبی است؛ در غیر این صورت اگر ماجرای تنبیه و تحقیر و سرزنش و انتقاد اتفاق بیفتد و ادامه پیدا کند، تحقیر درونی برای همیشه در وجود او باقی می ماند.
هرگز هرگز نباید از دهان پدر و مادر این کلمه بیرون بیاید که: “تو پسر یا دختر بدی هستی“ و بیشترین و بهترین حرف می تواند این باشد که: “تو پسر یا دختر خوبی هستی که کار بدی کردی یا اشتباه کردی“، تا با این پیام تفکیک بین رفتار و هویت اتفاق بیفتد و زمینه ای فراهم شود که بتواند به این نتیجه برسد که من خوبم همان طور که دیگران خوبند.
نکته
مشکل کودک را به عنوان پدر و مادر می توانیم بدتر کنیم؛ آن زمان که تخیلات او به بیراهه میرود و احساس بدی را برای او موجب میشود، و به دلیل رعایت نکردن اصولی میتوانیم این وضعیت را از نظر احساسی و حسی در او بدتر کنیم.
به طور مثال فرزندمان غذا خورده و کاملاً سیر شده و غذا را کنار گذاشته است. سیسمونی بیش از یک سوم افراد و کودکان معمولاً ۱۰ یا ۲۰ دقیقه ای بعد از خوردن غذا احساس گرسنگی می کنند و این به خاطر پیام نامناسبی است که به مغز آن ها مخابره می شود. پس دوباره سراغ پدر و مادر می آیند و می گویند نیاز به غذا داریم. در یک چنین شرایطی که می توان چیز کمی به او داد و یا به کودک گفت اگر غذا می خواهی کمی صبر کن تا به تو بدهم تا اینکه میل و احساس او کنار برود و کودک به دنبال غذا نباشد؛ اما گفتن این حرف که: “این همه غذا خوردی سیر نشدی”، “تو خودت گفتی غذا نمی خوای” و یا “بیا منو بخور”، “چرا بهانه در میاری”، “چرا بازی در میاری” در نتیجه کودک را با این موضوع روبرو میکند که: “زمانی که من گرسنه هستم، من گرسنه نیستم و من اشتباه می کنم” و به این نتیجه میرسد که خطاکار و اشتباه کار من بودم و هستم و خواهم بود.
به طور مثال فرزند شما از شما طلب آب میکند (در موقع خواب) به دلایل بسیار یا واقعاً تشنه است و یا بهانه ای برای بیدار ماندن و شما به او میگویید که: “تو تشنه نیستی، آب هم به تو نمی دهم چون خودت را خیس می کنی“ و … پس دوبار در مییابد که: “در عین حالی که تشنه هستم، تشنه نیستم”. در نتیجه این حس دیگر او نیز مورد حمله قرار میگیرد. کودک شما نمی خواهد بخوابد و من و شما تصور میکنیم وقت خواب اوست و اگر شرایطی به وجود نیاوریم که به خوابد نیا و یا با دادن زمان و دستور و تنبیه و تحقیر او، شرایطی به وجود بیاوریم که او متوجه شود وقتی که خوابش نمی آید، باید بخوابد؛ مخصوصاً بعد از بیداری صبح و یادآوری دیشب، در سن ۲ یا ۵/۲ سالگی به راحتی به خاطرش میآید و به این نتیجه میرسد که این شما بودید که حرف درست را زدید و من خوابم می آمد. سیسمونی در نتیجه فرزند ما به این نتیجه میرسد وقتی که من خوابم نمی آید، اشتباه می کنم و خواب دارم. بسیاری از اوقات بچه ها درگیر فعالیت های شدیدی میشوند و وقتی که سراغ ما میآیند به علت گرمای زیاد قسمتی از لباس شان را از تن شان در میآوریم، و برعکس حتی به دلیل اینکه سرما میخورد لباس دیگری تن فرزندمان میکنیم و کودک به این نتیجه میرسد که وقتی من گرمم است واقعاً گرمم نیست و در اصل سردم است و پدر و مادر من حق داشتند لباس دیگری بر تنم کنند و اگر طی چند روز و چند هفته آینده کودک سرما بخورد این را مرتبط به اشتباهی می داند که خودش انجام داده است.
به طور مثال در مورد دستشویی رفتن وقتی که میخواهیم بیرون برویم و پدر و مادر به اصرار به کودک می گویند که: “باید دستشویی بروی در حالی که دستشویی ندارد”، باز به این نتیجه میرسد که وقتی ادرار و مدفوع ندارم، پس دارم و پدر و مادر من از آن باخبرند و این داناهای همه توان، حتی از آنچه که در درون من می گذرد، آگاهند و من نادان و نتیجه این هم دانستن ها، رسیدن به یک حس ویرانگر است که حرف من، حس و احساس و همه چیز من بد و غلط است و با گفتن چنین حرفی و دادن چنین پیامی به درون خودش این وضعیت را که من بد هستم در خودش تشدید میکند و افزایش میدهد. در اینجاست که “حرمت نفس” کودک ناگهان در هم می ریزد و احساس بد همه وجود کودک را در بر می گیرد.
پیشنهاد فروشگاه اینترنتی سیسمونی و اسباب بازی بیبی پرو: بررسی لیست سیسمونی نوزاد
منبع : https://babypro.ir/wiki